تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

 

خشونت در کودکان

 

 

مدرسه، اغلب نخستین مکانی است که مجبوریم با دیگران زندگی کنیم. مدرسه، جدا و متفاوت از جامعه نیست.وقتی در جامعه خشونت هست، در مدرسه هم هست، ولی مدرسه محلی است که برای زندگی آینده آماده می شویم و آموزش «انسان اجتماعی شدن» را از طریق احترام به دیگران و پذیرفتن آنان می آموزیم. اگر مدرسه نتواند چنین آموزش هایی بدهد در برابر نسل آینده وظیفه خود را انجام نداده است.

 

همان طور که می دانید خشونت یکی از مهم ترین آسیب هایی است که سلامت روان فرد و در نهایت جامعه ای را به خطر می اندازد. به همین دلیل است که آموزش خشونت در مدرسه در مقایسه با اماکن دیگر از حساسیت های ویژه ای برخوردار است زیرا اگر به خشونت در مدرسه فرصت و امکان بدهیم موجب شده ایم جامعه فردا، خشن تر از امروز شود اما خشونت در مدرسه به چه شکل هایی دیده می شود؟ این خشونت ها در کلاس، در بین هم شاگردی ها، بین معلم و دانش آموز و خشونت در حیاط و محیط مدرسه بین دانش آموزان مشاهده می شود...

 

همچنین خشونت در راه مدرسه، چه در بین دانش آموزان و چه بین دانش آموزان و جوانانی که از جاهای دیگر می آیند بروز می نماید. رفتار خشونت آمیز می تواند شامل زورگویی، باج گیری، دزدی، تخریب اموال و آسیب رساندن به محل، وسایل و تجهیزات مدرسه باشد. این خشونت ها علل متفاوتی دارند که شکست تحصیلی یکی از مهم ترین دلایل خشونت ورزی است. دانش آموزی که در مدرسه موفق نباشد، احساس بد و ناخوشایندی دارد و به نسبت شکست ها، گرایش به خشونت پیدا خواهد کرد.

 

دشواری های اجتماعی، نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی از دیگر علل زمینه ساز بروز خشونت در مدرسه است. فقر، بیکاری، بیسوادی پدر و مادر، طلاق و اعتیاد مواردی از نابسامانی های اجتماعی به شمار می روند که بیشتر از همه، مدارس مناطق محروم و شهرک های دور از مرکز را گرفتار می سازد. بنابراین مبارزه با خشونت و حفظ تعادل روانی دانش آموزان به همه مسوولان، مدیران، کارکنان و معلمان مدرسه به همه پدران و مادران و به همه دانش آموزان مربوط می شود و نیاز به آگاهی و تعهد همه دارد.

 

منبع:روزنامه سلامت

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

 

 

ریاضی

 

 

فکر می کنم شما هم بعد از دیدن این صفحه به زیبا و شگفت انگیز بودن ریاضی بیش از پیش ایمان خواهید آورد .


1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321

 

1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

 

9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888

 

شگفت انگیز بود ، نه ؟

 

 

حالا تقارن را ببینید :

1x 1 = 1
11x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321

 

 

حالا توجه کنید :

اگر حروف الفبای انگلیسی را :

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26

کلمه ی : H-A-R-D-W-O-R-K

معادل خواهد بود با : 8+1+18+4+23+15+18+11 = 98%

 

کلمه ی : K-N-O-W-L-E-D-G-E

معادل خواهد بود با : 11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96%

 

اما کلمه ی : A-T-T-I-T-U-D-E

معادل خواهد بود با : 1+20+20+9+20+21+4+5 = 100%

 

حالا توجه کنید به : L-O-V-E-O-F-G-O-D

که مساوی می شود با : 12+15+22+5+15+6+7+15+4 = 101%


منبع:Shiraz University Alumni Network



ادامه مطلب

 

 

پيروزي ديرهنگام منچستر يونايتد بر والنسيا در ليگ قهرمانان اروپا

يک گل دير هنگام ' خاوير هرناندز ' باعث شد تا منچستر يونايتد به يک پيروزي ارزشمند در خانه والنسيا در بازيهاي مرحله گروهي ليگ فوتبال قهرمانان اروپا دست يابد.

اين مهاجم مکزيکي پس از دريافت يک پاس دقيق از '' فدريکو ماچه دا '' که همچون خود وي به عنوان يک بازيکن ذخيره از روي نيمکت وارد زمين شده بود يکي از مدافعان والنسيا را جا گذاشت و سپس سزار سانچز سنگربان حريف اسپانيايي منچستر را در دقيقه 86 مغلوب کرد.

هر چند که اين پيروزي بيرون از خانه منچستر بسيار سخت به دست آمد ولي سر آلکس فرگوسن از نتيجه بازي بسيار راضي بود.

وي گفت :'' به عقيده من پيروزي يک بر صفر يک نتيجه عالي براي ما است چرا که در اينجا نمي توان به راحتي به چنين نتيجه اي رسيد. ما مدتها است که سابقه بدي در بازيهايمان در اسپانيا داريم . اين پيروزي خوشايند بود. ''

تا زمان گلزني هرناندز دو تيم موقعيت زيادي نداشتند و دو تيم درگير نبرد سنگيني در خط مياني بودند.

منچستر که در نخستين ديدار خود در گروه سه بدون گل در برابر رنجرز متوقف شده است اکنون با چهار امتياز در صدر جدول قرار دارد. والنسيا با به سه امتياز سوم است .

رهبري خط حمله منچستر را در اين ديدار در غياب وين روني به دليل مصدوميت ، ديميتار برباتف به عهده داشت که فعلا با به ثمر رساندن شش گل در ليگ برتر انگليس بهترين گلزن اين فصل است . در مقابل ، روبرتو سولدادو در والنسيا اين نقش را ايفا مي کرد.

تعويض هاي فرگوسن در اين ديدار تعيين کننده بود و هرناندز که در دقيقه 77 به زمين آمد پيش از گل پيروزي بخش خود يک بار از فاصله نزديک توپ را به تير دروازه حريف کوبيد.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

 

 

10روزمشهورکه درجهان جشن گرفته می‌شود


مردم جهان روزهای زیادی را در طول سال جشن می‌گیرند،‌ نه فقط برای اینکه بیماری و درد را به یاد دیگران بیندازند، ‌بلکه برای اینکه تمام مردم این کره زمین با هم یکی و متحد شوند. مراسم در هرکشوری مطابق با آداب و سنن و قوانین دولتی آنجا برگزار می‌شود. اما هدف غایی و بنیادی این روزها این است که مردمان جهان با هم هماهنگ شوند به این امید که جهانی آرام و بدون جنگ و بدون بیماری داشته باشیم.
پس ما هم روزهایی را مثال زده ایم که تقریبا در تمام کشورها در این روزها مراسمی ‌برگزار می‌شود و در تقویم به عنوان روزهای مهمی‌ مشخص شده اند. امیدواریم این اطلاعات آموزنده باشد.

 

سال نو میلادی (اول ژانویه)

روز اول ژانویه اولین روز از سال میلادی است و در کشورهای بسیاری با آداب خاصی این روز را جشن می‌گیرند. شب قبل از سال نو معمولا زمانی برای نگاه کردن به گذشته و البته مهم تر از آن برنامه ریزی کردن برای سال آینده است. در این روز برای تغییراتی که می‌خواهند در زندگی خود ایجاد کنند و حل کردن مشکلاتشان برنامه ریزی می‌کنند.

 

روز ولنتاین- 14 فوریه

رسم روز ولنتاین از سالها پیش شکل گرفت و حالا در بیشتر کشورهای جهان تبدیل به سنتی همه ساله و همیشگی شده است. در این روز تمام عاشقان جهان عشق خود را که قوی‌ترین احساس روی کره زمین است به محبوب خود نشان می‌دهند.

 

روز زمین- 22 آپریل

سال 1970 گروهی از مردم آمریکا دور هم جمع شدند تا توجه جهانیان را به مشکلات زمین که درنتیجه مدرنیت به وجود آمده بود جمع کنند. از آن زمان این روز خاص را به نام روز زمین نامیدند.

 

روز جهانی زن- 8 مارس
روز جهانی زن (8 مارس) روزی است که در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود و توجه ویژه ای به دستاوردهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در گذشته،‌ حال و آینده زنان می‌شود.

 

روز مبارزه با دخانیات- 31 می
هرساله مردم جهان روز 31 ماه می ‌را روز مبارزه با دخانیات می‌دانند. روزی که وزارت خانه‌ها و نماینده‌های دولت بیشتر از روزهای دیگر به سلامت عمومی‌ توجه کرده و با دخانیات مبارزه می‌کنند در جهانی که فعالانه تلاش‌هایش را وقف آموزش سلامت درمورد ضررهای دخانیات می‌کند. آنها با استفاده از روش‌های مختلفی مثل رسانه‌های گروهی از قبیل مصاحبه‌ها، خبرنامه‌ها و پوستر این کار را انجام می‌دهند.


روز جهانی کودک- 13 ژوئن
در روز 13 ژوئن تمام اجتماعات جهان به کودکان و حقوق آنها توجه کرده و در تعهدات خود در زمینه بهتر کردن زندگی کودکان جهان بازنگری می‌کنند.

 

روز کار- اول سپتامبر
روز تعطیلی همه ساله ای به انجمن مردمان کارگر اختصاص دارد. این روز معمولا با نمایش و سخنرانی و گردهمی‌های سیاسی برگزار می‌شود.

 

روز جهانی گردشگری- 27 سپتامبر
تعداد زیادی از مردم جهان 27 سپتامبر را روز جهانی گردشگری می‌دانند. هدف از این روز افزایش آگاهی مردم و اجتماعات بین المللی از اهمیت صنعت توریسم و ارزش‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این روز است.

 

روز جهانی ایدز- اول دسامبر
همه ساله در روز اول دسامبر سران کشورهای مختلف تصمیم می‌گیرند با افزایش آگاهی جامعه عمومی ‌نسبت به ویرویس HIV در مورد اثرات وسیع این بیماری صحبت کنند. معمولا مراسم یادبودی برای افراد برجسته ای که از بیماری ایدز مرده اند نیز برگزار می‌شود.

 

روز جهانی معلولین- 3 دسامبر

«بدون ما هیچ اتفاقی برای ما نمی‌افتد» شعار روز جهانی معلومین جهان است. هدف از برپایی این روز جشن گرفتن موفقیت‌هایی است که در رابطه با پیشرفت قوانین مربوط به انسان‌های ناتوان شکل گرفته است. چنین کارهایی در غنی شدن زندگی اشخاص در سطح وسیع بسیار مفید واقع خواهد شد.

 

 

 



ادامه مطلب

 

آداب مسلمانان كشورهای مختلف درماه رمضان

ماه خوب خدا
ماه مبارك رمضان آداب و رسوم و شرایط خاص خود را دارد كه آن را از بقیه ماه‌های سال متمایز می‌كند. با این همه مسلمانان مناطق مختلف جهان و بویژه كشورهای اسلامی در این ماه متناسب با فرهنگ‌های خود، هر كدام آداب و رسوم خاص دارند تا به بهترین شكل ممكن از فضیلت این ماه بهره ببرند. مراسمی كه از كشوری به كشور دیگر و حتی از شهری به شهر دیگر تفاوت دارد.
آنچه در زیر می‌آید نگاهی مجمل به این مراسم و مناسك در برخی از كشورهاست.


رمضان در هند
مسلمانان هند در ماه رمضان مساجد و گلدسته‌ها را با چراغ تزئین می‌كنند و در آنها كلاس‌های قرآنی برگزار می‌كنند. در این ایام مساجد مملو از نمازگزار می‌شود. مسلمانان هندی هنگامی كه خرما نباشد با آب و برخی نیز با نمك افطار می‌كنند. این عادتی است كه تنها در هند رواج دارد. سفره‌های افطار و سحر مسلمانان هند با غذاهای خاصی به نام «غنجی» همراه است كه از برنج، گوشت، آب و مواد دیگر درست می‌شود. سحرخوان نیز در هند نقش برجسته‌ای دارد كه پیش از نماز صبح مردم را از خواب بیدار و با به‌پایان رسیدن ماه رمضان از آنها هدیه دریافت می‌كند.
مسلمانان هند در دهه آخر ماه رمضان سنت اعتكاف را برگزار و بر شب قدر تاكید بسیاری می‌كنند. آنها در شب بیست و هفتم ماه مبارك رمضان برای فاتحه خواندن اموات به قبرستان می‌روند و برای آنها قرآن می‌خوانند. در شب قدر عده‌ای از جوانان به كوچه‌ها و خیابان‌ها می‌روند و درهای خانه‌ها را زده و آنها را برای احیای ماه مبارك رمضان صدا می‌كنند و قداست این ماه را یادآور می‌شوند.

 

رمضان در سوریه
مردم سوریه در ماه رمضان هر روز صبح با آواز سحر كه به آن «طبل‌زنی» می‌گویند، از خواب برمی‌خیزند. با صدای این طبل مردم برای نماز و خوردن سحری خود را آماده می‌كنند.
در سوریه، دهه اول ماه رمضان «دهه غذا» نامیده می‌شود كه؛ كنایه‌ای است از توجه و اهتمام مردم به تهیه وعده‌های غذایی. دهه دوم «دهه پوشاك» است؛ كنایه از خرید لباس و استقبال از عید و دهه آخر «دهه شیرینی» است؛ كنایه از تهیه و فروش شیرینی‌های معروف دربازارها. سوری‌ها این گونه به استقبال عید سعید فطر می‌روند.

 

رمضان در افغانستان
مردم افغانستان از چند روز قبل با جارو و غبارروبی مساجد به پیشواز ماه رمضان می‌روند.
اولین روز ماه رمضان در افغانستان تعطیل است و علاوه بر آن در این ماه روزانه 3 ساعت از زمان اداری كارمندان كاسته می‌شود. غذاخوری‌ها در این ماه به دستور دولت تعطیل می‌شود، اما در عوض بازار ترشی و جلبی (زولبیا) در افغانستان گرم است.
افطاری دادن هم در این كشور همانند سایر كشورها مرسوم است تا جایی كه گاهی سبقت‌گرفتن مردم برای دادن افطاری دیدنی است. وقتی هم كه افطار می‌شود نمازگزاران با خود افطاری به مسجد می‌برند و پس از خواندن نماز مغرب افطار می‌كنند ‏و به خانه می‌روند و شام می‌خورند.
مردم افغانستان با روی آوردن به مساجد و حسینیه‌ها در مجالس مخصوص این ماه شركت می‌كنند كه از جمله ‏آنها مراسم احیا و گرامیداشت شب‌های قدر و سوگواری در شهادت حضرت علی(ع) است.

 

رمضان در عربستان
خانواده‌های عربستان عادات خاصی دارند، از جمله به خاطر خوش‌یمنی و نوید ماه مبارك رمضان لوازم و اثاثیه منزل خود را تغییر می‌دهند. در عربستان هزاران مسلمان در ایام ماه رمضان از سپیده صبح در تمام نقاط برای ادای مناسك عمره و عبادت اقدام می‌كنند. بعد از نماز عشاء هم به راز و نیاز و دعا می‌پردازند. مردان درباره احادیث دینی بحث می‌كنند و «جراك» را كه پوست خشك شده میوه است دود می‌كنند، زنان هم به آماده‌كردن سفره سحر و افطار می‌پردازند و تا اذان صبح بیدارمی‌مانند. غذای آنها در طول ماه رمضان خرما، قهوه عربی، گوشت چرخ كرده و ماهی است.

 

رمضان در پاكستان
در ماه رمضان اماكن لهو و لعب در پاكستان نیز بسته می‌شود و مساجد به منظور تلاوت قرآن و احادیث دینی پر می‌شوند به طوری كه صف‌های نماز در مسجد طولانی و به بسته‌شدن خیابان‌ها منجر می‌شود. آنها بعد از ادای نماز با خرما و برنج و گوشت افطار می‌كنند. فروش «بكوله» كه پیاز قرمز و گوشت سرخ شده است، در این ماه بازار داغی دارد. در دهه آخر ماه رمضان هم مردان غذای سحری خود را در مساجد می‌خورند.

 

رمضان در مصر
در قاهره پایتخت مصر، گروه‌های مختلف عرب و غیرعرب جشن‌های مختص خود را دارند چراكه هر كدام به گونه‌ای خاص این ماه را می‌شناسند و هر كدام به اندازه خود قدر و منزلت آن را می‌دانند. این جشن‌ها تركیبی از جشن‌هایی‌ هستند كه از دوره فرعونیان، قبطانیان و اسلامیان باقی مانده است. قاهره در ماه رمضان به 2 شهر تبدیل می‌شود؛ اول شهری است از صبح زود تا ساعت 14 كه در این هنگام شهری آرام، ساكت و بدون كوچك‌ترین شلوغی و ازدحام است و از ساعت 14 تا زمان افطار و اذان مغرب و گاهی اوقات تا نیمه شب هم شهری می‌شود كه در آن شلوغی بیداد می‌كند و هیاهویی برپاست.

 

رمضان در اندونزی
ماه مبارك رمضان برای مردم اندونزی ماه جشن و شادی است. شادمانی‌های شبانه، تفریحات، بازی‌های مختلف و غذاهای متنوع، همه جزئی از فرهنگ مردم اندونزی در این ماه عزیز است.
پس از رویت هلال ماه رمضان در اندونزی، تعدادی از افراد تا صبح طبل می‌زنند و به این نحو آغاز ماه مبارك را به دیگران اعلام می‌كنند.
اندونزیایی‌ها مراسمی هم دارند به نام «حلال به حلال» به معنی روز مصالحه و آشتی كه در مساجد برگزار می‏شود.
یك شب و روز در اندونزی، به عنوان شب نزول قرآن و روز نزول قرآن شناخته می‏شود. اندونزیایی‏ها به این روز بسیار ارج می‏نهند و آن را گرامی می‏دارند. مراسم ویژه‏ای هم به این مناسبت در قصر ریاست جمهوری اندونزی برگزار می‏شود.
مراسم احیا، عبادت و آداب شب و روز نزول قرآن از رادیو و تلویزیون این كشور پخش می‏شود. مسلمانان اندونزی 10 شب آخر ماه را به شب زنده‌داری و عبادت می‌گذرانند و معتقدند یكی از این شب‏ها شب قدر است.


رمضان در تاجیكستان
مهم‌ترین عمل در ماه مبارك رمضان در تاجیكستان خواندن نمازهای تراویح به جماعت و ختم قرآن است. از برنامه‏های مهم دیگر در این ماه افطاری‏ دادن است. مردم تاجیكستان مهمان‌دوست هستند و به هر بهانه‏ای مهمانی برگزار می‏كنند. بویژه در ماه مبارك رمضان، كمتر پیش می‏آید خانواده‏ها در خانه خود و سرسفره‏هایشان افطار بخورند، چون به خانه‏ فامیل یا برادران و خواهران و... به افطاری دعوت می‏شوند.
شب قدر در دهه آخر و شب 27 ماه مبارك دانسته شده است. در این شب‏ها معمولا پیر و جوان در مسجدها بیدار می‏مانند و به ادای نماز و قرائت قرآن مشغول می‏شوند و همچنین علمای دین سخنرانی می‏كنند.


رمضان در عراق
از شب اول ماه رمضان تا آخرین شب آن، نزدیك زمان سحر، افرادی در كوچه‌ها می‏گردند و با كوبیدن بر طبل، روزه‏گیران را برای خوردن سحری بیدار می‏كنند. هنگام افطار هم خانواده‏های عراقی با در دست داشتن سینی‏های غذا به مساجد می‏روند تا غذای خود را با روزه‏داران یا نیازمندان تقسیم كنند. باقلوا، زولبیا، خرما و سوپ از خوراكی‌های مهم و پرطرفدار عراقی‌ها در این ماه است. در اعمال مخصوص‏ شب‏های قدر تاكید فراوانی بر زیارت امام حسین(ع) شده است؛ لذا جمعیت انبوهی این شب را در كربلا می‏گذرانند، طوری كه در این شب‎ها جای خالی در كربلا باقی نمی‏ماند. زیارت نجف اشرف هم حال و هوای ویژه‏ای دارد، چرا كه ایام شهادت و ضربت خوردن امیرالمومنین علی (ع) نیز در همین شب‎هاست.

 

رمضان در لبنان
رویت هلال ماه توسط مسلمانان در لبنان سنتی است كه از دوره‌های قدیم به ستبانه یا سیبانه مشهور شده و به معنای انتظار برای مشاهده هلال ماه رمضان است. افرادی كه ماه را رویت كردند به دادگاه شرعی می‌روند تا درباره مشاهده هلال ماه شهادت دهند و اگر مفتی لبنان و قاضیان شرعی از درستی شهادت آنان مطمئن شوند، دستور اعلام آغاز ماه رمضان را صادر می‌كنند.
یكی دیگر از سنت‌های موجود در لبنان در ماه رمضان، بیدار كردن مردم برای خوردن سحری توسط افرادی است كه به آنان مسحراتی می‌گویند.
مسحراتی‌ها در ساعات 2 تا 3 نیمه‌شب در كوچه‌ها و خیابان‌های شهر دور می‌زنند، بر طبل می‌كوبند و شعر می‌خوانند. مسحراتی‌ها كه لباس محلی بر تن دارند، می‌خوانند: «ای خفته! برخیز و خداوند باقی را عبادت كن و سحوركن»، «برخیزید و سحری بخورید، رمضان به دیدار شما آمده». در لحظه افطار، خیابان‌های شهر حتی در مناطق مسیحی‌نشین هم تقریبا خالی می‌شود اما 3ساعت پس از افطار رفت و آمدها شروع شده و تا سحر ادامه می‌یابد. مردم لبنان شب را در كافه‌ها، رستوران‌ها و مكان‌های تفریحی مانند سواحل و پارك‌ها می‌گذرانند و كمتر تا سحر می‌خوابند و به جای آن پس از سحر تا 10 صبح كه ساعت كار رسمی ادارات و بازار است به استراحت می‌پردازند.

 

رمضان در تركیه
مسلمانان تركیه معتقدند كه ماه رمضان، بركت و خیر را در سفره‌های آنان افزایش می‌دهد و حتی اگر در بدترین شرایط اقتصادی باشند، خداوند به یمن و بركت این ماه عزیز درهای خیر و نعمت خود را روی بندگانش می‌گشاید. مسلمانان این كشور قبل از شروع ماه رمضان با تزئین و چراغانی كردن خیابان‌ها و مساجد، آمدن ماه رمضان را به یكدیگر تبریك می‌گویند. سفره‌های افطاری مسلمانان این كشور شامل زیتون، پنیر، خرما، باقلوا و انواع سوپ و آش است كه به آن چوربا گفته می‌شود. هنگام سحر نیز علاوه بر بانگ مناجات مساجد براساس عادتی دیرینه و قدیمی سحرخوان به خیابان‌ها و كوچه‌ها آمده و برای بیدار كردن مسلمانان برای خوردن سحری و اقامه نماز آواز سر می‌دهد و بعد از اقامه نماز صبح مسلمانان به قرائت قرآن می‌پردازند.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

فى الصلاه على حمله العرش ‌و‌ كل‌ ملك مقرب
«اللهم ‌و‌ حمله عرشك الذين لا‌ يفترون من‌ تسبيحك، ‌و‌ لا‌ يسامون من‌ تقديسك، ‌و‌ لا‌ يستحسرون من‌ عبادتك، ‌و‌ لا‌ يوثرون التقصير على الجد فى امرك، ‌و‌ لا‌ يغفلون عن الوله اليك». فان قلت: على م عطفت الواو؟ قلت: على ما‌ مضى من‌ قصه دعاء النبى صلى الله عليه ‌و‌ آله. كان قصه هذا الدعاء عن آخرها معطوفه على قصه ذلك الدعاء ‌و‌ الجهه الجامعه بينهما هى كون المدعو له فيهما متوافقين فى جهات الدعاء من‌ الصفات التى يحمد عليها او‌ فى الرساله. ‌و‌ يجوز ان‌ يكون معطوفه على محذوف. كانه قيل: اللهم نبيك صلى الله عليه ‌و‌ آله فكذا ‌و‌ كذا صفاته ‌و‌ حالاته، فصل عليه، ‌و‌ حمله عرشك حالهم كذا ‌و‌ كذا فصل عليهم. ‌و‌ فتر يفتر- على وزن دخل يدخل- بمعنى انكسر ‌و‌ ضعف. ‌و‌ المصدر: الفتور. ‌و‌ سام من‌ الشى ء- على وزن علم- بمعنى مل. ‌و‌ الاستحسار: استفعال من‌ حسر. اذا اعيا ‌و‌ تعب. ‌و‌ فى الحديث: «ادعوا الله عز ‌و‌ جل ‌و‌ لا‌ تستحسروا»، اى: لا‌ تملوا. قاله فى النهايه. ‌و‌ فى الغريبين للهروى: اى: لا‌ ينقطعون عن العباده. ‌و‌ البعير المحسور هو الذى ذهبت قوته. ‌و‌ البصر الحسير: الكليل. ‌و‌ حسرت الناقه: انقطع سيرها. ‌و‌ «لا يوثرون» مضارع آثر ايثارا. اى: لا‌ يختارون. ‌و‌ الجد- بكسر الجيم-: ضد الهزل. ‌و‌ الوله: الولع. من: وله الفصيل بامه، اذا ولع بها. ‌و‌ التحير من‌ شده الوجد  و الشوق. يعنى: بار خدايا، ‌و‌ فرشتگانى كه‌ بردارنده ‌ى‌ عرش تواند، آنانكه سست ‌و‌ ضعيف نمى شوند از‌ تسبيح ‌و‌ تنزيه كردن ذات مقدس تو، ‌و‌ ملامت نمى يابند از‌ تقديس كردن تو، ‌و‌ هيچ مانده نمى شوند از‌ عبادت تو، ‌و‌ انقطاع نمى ورزند ‌و‌ اختيار نمى نمايند تقصير را‌ بر‌ كوشش نمودن در‌ كار ‌و‌ طاعت تو، ‌و‌ غافل نمى شوند از‌ حيرانى ‌و‌ شيفته شدن به‌ سوى جناب تو- جل ‌و‌ علا. در‌ كشاف مذكور است كه: حمله ‌ى‌ عرش امروز چهارند. ‌و‌ روز قيامت مدد كنند ايشان را‌ به‌ چهار ديگر تا‌ هشت شوند. چنانچه در‌ سوره ‌ى‌ مباركه ‌ى‌ الحاقه از‌ اين خبر مى دهد: (و يحمل عرش ربك فوقهم يومئذ ثمانيه). ‌و‌ منقول است از‌ ابن عباس كه: در‌ هنگامى كه‌ بارى تعالى خلق نمود ملائكه ‌ى‌ عرش را‌ امر فرمود ايشان را‌ به‌ حمل عرش. ايشان بيطاقت شدند ‌و‌ عاجز گشتند از‌ حمل آن. از‌ جانب الهى خطاب آمد كه‌ بگوييد: «لا حول ‌و‌ لا‌ قوه الا بالله العلى العظيم». چون اين كلمات طيبه بگفتند، عرش مستقر شد. ‌و‌ در‌ تفاسير مذكور است كه‌ عرش الهى سيصد هزار ركن دارد ‌و‌ از‌ قائمه اى تا‌ قائمه اى سيصد هزار سال راه است. جلت عظمته ‌و‌ كبرياوه.
«و اسرافيل صاحب الصور الشاخص الذى ينتظر منك الاذن ‌و‌ حلول الامر، فينبه بالنفخه صرعى رهائن القبور». اسرافيل هو الملك الذى يتعلق به‌ نفخ الصور للبعث. ‌و‌ الصور قرن ينفخ فيه اسرافيل.
و «الشاخص» بالرفع على ان‌ يكون صفه اخرى لاسرافيل. يقال: شخص بصره فهو شاخص، اذا فتح عينيه ‌و‌ جعل لا‌ يطرف. ‌و‌ شخوص الابصار- اى: استمرار انفتاحها من‌ غير انطباق- هنا كنايه عن الترجى للخدمه كما يفعله العبد بالنسبه الى مولاه. ‌و‌ «صرعى» جمع صريع مضافه الى «رهائن» المضافه الى «القبور». يعنى: ‌و‌ اسرافيل كه‌ فرشته اى است كه‌ متعلق است به‌ او‌ دميدن صور از‌ جهت بعث مردم از‌ قبور ‌و‌ صاحب شاخى است كه‌ مى دمد در‌ او، ‌و‌ به‌ چشم گشوده ‌و‌ منتظر ‌آن است كه‌ از‌ جناب مقدس تو‌ دستورى يابد ‌و‌ فرود آيد به‌ او‌ فرمان كه‌ در‌ دمد در‌ صور، پس‌ چون امر الهى تعلق گيرد به‌ دميدن، در‌ دمد ‌و‌ آگاه گرداند به‌ اين دميدن مردگان ‌و‌ افتادگان گور را‌ كه‌ در‌ گروند- يعنى محبوسند- در‌ آن، پس‌ ايشان از‌ گورها برخيزند ‌و‌ بشتابند تا‌ به‌ صحراى قيامت. ‌و‌ در‌ تفاسير مذكور است كه‌ سه نفخه متحقق مى شود تا‌ قيام قيامت: نفخه ‌ى‌ فزع: (و يوم ينفخ فى الصور ففزع من‌ فى السموات ‌و‌ من‌ فى الارض)، ‌و‌ نفخه ‌ى‌ صعق: (و نفخ فى الصور فصعق من‌ فى السموات ‌و‌ من‌ فى الارض)، ‌و‌ نفخه ‌ى‌ احيا: (و نفخ فى الصور فاذا هم من‌ الاجداث الى ربهم ينسلون). ‌و‌ ميانه ‌ى‌ هر‌ نفخه چهل سال متراخى شود، چنانچه در‌ تفاسير مذكور است.
«و ميكائيل ذو الجاه عندك ‌و‌ المكان الرفيع من‌ طاعتك». ‌و‌ ميكائيل هو الملك الذى يتعلق به‌ الارزاق.
و الجاه هو القدر ‌و‌ المنزله. (يعنى:) ‌و‌ ميكائيل كه‌ فرشته اى است كه‌ متعلق است به‌ او‌ احوال ارزاق بنى آدم ‌و‌ صاحب جاه ‌و‌ قدر ‌و‌ منزلت است نزد تو‌ ‌و‌ صاحب مكانت بلند است به‌ سبب طاقت ‌و‌ فرمانبردارى تو.
«و جبرئيل الامين على وحيك، المطاع فى اهل سمواتك، المكين لديك، المقرب عندك». جبرئيل نامى است عبرانى يا‌ سريانى ‌و‌ معنى او‌ عبدالله است. ‌و‌ هو الملك الذى يتعلق به‌ القاء العلوم ‌و‌ تبليغ الوحى. (يعنى:) ‌و‌ فرشته ‌ى‌ ديگر كه‌ جبرئيل است كه‌ امين است بر‌ خزائن وحى تو، ‌و‌ مطاع است در‌ ميان اهل آسمانها، ‌و‌ صاحب مكانت است نزد تو، ‌و‌ مقرب است نزديك تو.
«و الروح الذى هو على ملائكه الحجب». الروح هو اعظم الملائكه بعد حمله العرش مستعل على ملائكه الحجب. ‌و‌ الحجب صفه للملائكه، اى: حجب السموات. ‌و‌ الملائك جمع ملاك على الاصل لا‌ جمع ملك- كالشمائل فى جمع شمال- ‌و‌ هو مقلوب مالك من‌ الالوكه ‌و‌ هى الرساله. لانهم وسائط بين الله ‌و‌ بين الناس، فهم رسل الله او‌ كالرسل اليهم. (يعنى:) ‌و‌ فرشته ‌ى‌ ديگر عظيم كه‌ روح نام اوست كه‌ اعظم ملائكه است بعد از‌ حمله ‌ى‌ عرش ‌و‌ سردار است بر‌ ملائكه ‌ى‌ حجب. ‌و‌ ملائكه ‌ى‌ حجب ملائكه اى چندند كه‌ موكلند بر‌ طبقات آسمان ‌و‌ سرادقات آن. ‌و‌ از‌ بعضى مشايخ عظام مسموع شد كه‌ مراد از‌ «حجب» ائمه ‌ى‌ طاهرينند،  صلوات الله عليهم اجمعين، ‌و‌ از‌ «ملائكه» ملائكه اى كه‌ موكلند بر‌ ايشان. چه، در‌ كتاب كافى روايات متكثره وارد است در‌ كتاب جنائز كه‌ در‌ وقت وفات هر‌ شيعه از‌ شيعيان ائمه ‌ى‌ طاهرين بر‌ او‌ ظاهر مى شوند ‌و‌ حاجب مى شوند ميانه ‌ى‌ اهوالى كه‌ عارض مى شود مردم را‌ در‌ حين وفات ‌و‌ ميانه ‌ى‌ ايشان.
«و الروح الذى هو من‌ امرك». ‌و‌ روح كه‌ از‌ امر تو‌ است. يعنى از‌ مبدعات است ‌و‌ به‌ امر «كن» موجود شده بى ماده. ‌و‌ اين دليلى است بر‌ آنكه بعضى از‌ فرشتگان مجردند.
 «فصل عليهم ‌و‌ على الملائكه الذين من‌ دونهم من‌ سكان سمواتك ‌و‌ اهل الامانه على رسالاتك». لفظه «دون» فى قوله عليه السلام بمعنى تحت. (يعنى:) پس‌ رحمت فرست بر‌ اين فرشته هايى كه‌ مذكور شد از‌ حاملين عرش ‌و‌ اسرافيل ‌و‌ ميكاييل ‌و‌ جبرئيل ‌و‌ روح ‌و‌ بر‌ ملائكه اى كه‌ پايين ترند از‌ اينها من‌ حيث المرتبه كه‌ ‌آن ملائكه اند كه‌ ساكنان آسمانهايند كه‌ مخلوقى است از‌ مخلوقات تو‌ ‌و‌ اهل امانتند بر‌ پيغامهاى تو‌ بر‌ پيغمبران.
«و الذين لا‌ تدخلهم سامه من‌ دووب، ‌و‌ لا‌ اعياء من‌ لغوب ‌و‌ لا‌ فتور». السامه: الملاله ‌و‌ التضجر. ‌و‌ الدووب: التعب. ‌و‌ الاعياء: مصدر اعيا الرجل فى المشى فهو معى، اذا عجز. ‌و‌ اللغوب- بضمتين-: التعب ‌و‌ الاعياء. ‌و‌ منه قوله تعالى: (ما مسنا من‌ لغوب).
يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ در‌ نيايد ايشان را‌ ملالتى از‌ تعب، ‌و‌ نه درماندگى از‌ رنج ‌و‌ عنا، ‌و‌ نه سستى از‌ عبادت.
 «و لا‌ تشغلهم عن تسبيحك الشهوات، ‌و‌ لا‌ يقطعهم عن تعظيمك سهو الغفلات». الشهوه: توقان النفس الى الامور المستلذه. ‌و‌ اضافه السهو الى الغفلات من‌ قبيل اضافه المسبب الى السبب. (يعنى:) ‌و‌ باز ندارد ايشان را‌ از‌ تسبيح گفتن تو‌ آرزوهاى نفسانى. ‌و‌ منقطع نسازد ايشان را‌ از‌ ياد كردن بزرگى تو‌ سهوى كه‌ ناشى است از‌ غفلتها. چرا كه‌ اينها از‌ لواحق اجسام حيوانيه است ‌و‌ ملائكه از‌ ‌آن مبرايند.
«الخشع الابصار، فلا يرومون النظر اليك». الخشع: جمع خاشع. اى: ابصارهم خاشعه. ‌و‌ خشع ببصره، اى: غضه. (يعنى:) فروخوابانيده اند ديده هاى خود را‌ پس‌ قصد نمى كنند نظر كردن به‌ سوى جلالت ‌و‌ عظمت تو‌ از‌ غايت خوف ‌و‌ خشيت.
 «النواكس الاذقان». النواكس: جمع الناكس على الشذوذ. فان فاعلا لا‌ يجمع على فواعل. اى: المطاطى اذقانهم. ‌و‌ هذا ايضا كنايه عن كمال خشيتهم لله. (يعنى:) پيش انداخته اند زنخهاى خود را. ‌و‌ اين نيز كنايه است از‌ كمال خوف ‌و‌ خشيت.
 «الذين قد طالت رغبتهم فيما لديك، المستهترون بذكر آلائك، ‌و‌ المتواضعون دون عظمتك ‌و‌ جلال كبريائك». استهتر فلان بكذا، اى: اولع ‌و‌ تجاهر به.
و الالاء: النعم. واحدها الا بالفتح، ‌و‌ قد يكسر ‌و‌ يكتب بالياء. ‌و‌ التواضع: التذلل. قاله فى الصحاح. ‌و‌ «دون» معناه الحقيقى ادنى مكان من‌ الشى ء- ‌و‌ منه:- تدوين الكتب. لانه ادناء البعض من‌ البعض- ثم استعمل بمعنى قدام الشى ء ‌و‌ عنده ‌و‌ بين يديه مستعارا من‌ معناه الحقيقى. ‌و‌ هو ظرف لغو متعلق ب«المتواضعون». (يعنى:) ‌آن فرشته هايى كه‌ دور ‌و‌ دراز است- يعنى بسيار است- رغبت ايشان در‌ ‌آن چيزى كه‌ نزد توست از‌ فيوضات الهى- چرا كه‌ چشيده اند چاشنى حلاوت ‌آن را‌ ‌و‌ آشاميده اند شراب محبت ‌آن را- حريص ‌و‌ مولعند به‌ ذكر ‌و‌ ياد كردن نعمتهاى تو، ‌و‌ فروتنى نماينده اند نزد بزرگى ‌و‌ جلال بزرگوارى تو.
«و الذين يقولون اذا نظروا الى جهنم تزفر على اهل معصيتك: سبحانك ما‌ عبدناك حق عبادتك». تزفر: اى: تخرج النفس. من‌ الزفير، ‌و‌ هو اخراج النفس. ‌و‌ الشهيق رده. ‌و‌ سبحان: مصدر كغفران. ‌و‌ لا‌ يستعمل الا مضافا. ‌و‌ هو منصوب على المصدريه. اى: اسبح سبحانك. ‌و‌ معناه فى اللغه: التنزه عن النقائص. اى: انزهك عما لا‌ يليق بجناب قدسك. ‌و‌ فى الشرع صار لاعلى مراتب التعظيم التى يستحقها الله. ‌و‌ لذلك لا‌ يجوز ان‌ يستعمل فى غيره ‌و‌ ان‌ كان منزها عن النقائص. ‌و‌ الى هذا ينظر ما‌ قال بعض الاعلام من‌ ان‌ التنزيه المستفاد من‌ «سبحان الله» انواع: تنزيه الذات عن نقص الامكان الذى هو منبع السوء، ‌و‌ تنزيه الصفات عن وصمه الحدوث بل عن كونها مغايره للذات المقدسه زائده عليها، ‌و‌ تنزيه الافعال عن القبح ‌و‌ العبث. يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشته هايى كه‌ چون نظر كنند به‌ آتش دوزخ كه‌ دم برگشايد بر‌ آنهايى كه‌ از‌ اهل معصيت تواند، گويند: خداوندا، تنزيه مى كنيم تو‌ را‌ تنزيه  كردنى. نپرستيديم تو‌ را‌ چنانچه حق ‌و‌ سزاى پرستش توست.
«فصل عليهم ‌و‌ على الروحانيين من‌ ملائكتك، ‌و‌ اهل الزلفه عندك». «الروحانيين» معطوف على الضمير المجرور فى «عليهم». ‌و‌ لذا اعيد الخافض. ‌و‌ الزلفه: اسم للمصدر بمعنى القرب. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و ازلفت الجنه للمتقين). يعنى: ‌و‌ رحمت فرست بر‌ ‌آن ملائكه اى كه‌ سابقا مذكور شد ‌و‌ بر‌ ملائكه ‌ى‌ روحانيين كه‌ يكى از‌ طبقات ملائكه اند ‌و‌ از‌ اهل قرب ‌و‌ منزلتند نزد تو. ‌و‌ اين كلام حقيقت انجام دال است بر‌ آنكه ملائكه طبقات مختلفه اند، بعضى روحانى ‌و‌ بعضى غير روحانى.
 «و حمال الغيب الى رسلك، ‌و‌ الموتمنين على وحيك». الحمال: جمع الحامل. ‌و‌ الغيب هو الامر الخفى الذى لا‌ يدركه الحس. ‌و‌ يقال: ائتمنه على كذا، اى: اتخذه امينا. ‌و‌ منه الحديث: «الموذن موتمن»، اى: ياتمنه الناس على الاوقات التى يوذن فيها فيعملون على اذانه ما‌ امروا به‌ من‌ صلاه او‌ صوم. كذا قاله المطرزى فى المغرب. ‌و‌ حاملين وحى اند به‌ پيغمبران تو‌ ‌و‌ امينانند بر‌ وحى تو‌ كه‌ بى زياده ‌و‌ نقصان مى رسانند.
و وحى عبارت است از‌ سخن پنهانى. يقال: ‌و‌ حيث اليه ‌و‌ اوحيت، اذا كلمته بما تخفيه عن غيره. ‌و‌ چون سخن خداى تعالى كه‌ به‌ پيغمبر مى رسد، از‌ خلق مخفى است، لهذا وحى مى گويند.
«و قبائل الملائكه الذين اختصصتهم لنفسك، ‌و‌ اغنيتهم عن الطعام ‌و‌ الشراب بتقديسك ‌و‌ اسكنتهم بطون اطباق سمواتك.» القبائل: جمع القبيله ‌و‌ هى الشعوب المختلفه. ‌و‌ بها سميت قبائل العرب. ‌و‌ اطباق: جمع طبق. يقال: السموات طباق ‌و‌ اطباق، اى: بعضها فوق بعض. يعنى: ‌و‌ اصناف مختلفه از‌ فرشتگانى كه‌ مخصوص گردانيده اى ايشان را‌ از‌ براى ذات مقدس خود به‌ عبادت كردن، ‌و‌ بى نياز گردانيده اى ايشان را‌ از‌ خوردن ‌و‌ آشاميدن- غذاوهم التحميد ‌و‌ شرابهم التقديس- به‌ پاك خواندن تو‌ را، ‌و‌ جا داده اى ايشان را‌ در‌ ميان طبقات آسمانها كه‌ بعضى از‌ ‌آن بر‌ بالاى بعضى مرتب شده.
«و الذين على ارجائها اذا نزل الامر بتمام وعدك». اى: الملائكه الذين على ارجاء السموات. ‌و‌ الارجاء: جمع الرجا- مقصورا- ‌و‌ هو الناحيه. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و الملك على ارجائها). ‌و‌ لفظه اذا ظرفيه للمستقبل. ‌و‌ المعنى: ‌و‌ الملائكه الذين وقت نزول الامر بتمام وعدك على ارجاء السموات. يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ بر‌ كناره هاى آسمان باشند تا‌ هنگام وقت فرود آمدن امر به‌ تمامى وعده ‌ى‌ تو‌ كه‌ قيام قيامت باشد ‌و‌ با‌ حاملين عرش منضم شوند ‌و‌ بردارند عرش پروردگار را. كما فى قوله تعالى: (و الملك على ارجائها ‌و‌ يحمل عرش ربك فوقهم يومئذ ثمانيه).
«و خزان المطر ‌و‌ زواجر السحاب، ‌و‌ الذى بصوت زجره يسمع زجل الرعود».

زجر البعير: ساقه. ‌و‌ الزجل- بالزاى ‌و‌ الجيم، محركه- الصوت. يقال: سحاب زجل، اى: ذو رعد. ‌و‌ اضافته الى الرعود بيانيه. ‌و‌ الرعود: جمع رعد. ‌و‌ الرعد: الصوت الذى يسمع من‌ السحاب. كان اجرام السحاب تضطرب ‌و‌ تنتفض اذا حدتها الريح فتصوت عند ذلك من‌ الارتعاد. يعنى: ‌و‌ فرشتگانى كه‌ خزانه داران بارانند ‌و‌ رانندگان ابرند، ‌و‌ ‌آن ملكى ‌و‌ فرشته اى كه‌ از‌ آواز راندن او‌ شنيده شود آوازى كه‌ ‌آن رعدهاست.
 «و اذا سبحت به‌ حفيفه السحاب التمعت صواعق البروق». السبح: العوم ‌و‌ الجيئه ‌و‌ الذهاب. ‌و‌ سبح الفرس جريه، ‌و‌ الحفيف- بالحاء المهمله ‌و‌ الفاءين بينهما ياء مثناه من‌ تحت- دوى جريه. ‌و‌ فى بعض النسخ: «خفيفه السحاب» بالخاء المعجمه ‌و‌ الفاء ثم القاف بينهما ياء منقطه تحتها نقطتين. يقال: خفقت الريح خفقانا، ‌و‌ هو خفيقها، اى: دوى جريها. ‌و‌ الصواعق: جمع صاعقه، ‌و‌ هى نار تسقط من‌ السماء فى رعد شديد. يقال: صعقتهم السماء، اذا القت عليهم الصاعقه. ‌و‌ البروق: جمع البرق، ‌و‌ هو الذى يلمع من‌ السحاب. من: برق الشى ء بريقا، اذا لمع. يعنى: ‌و‌ هر‌ گاه شنا كنند- يعنى آمد ‌و‌ شد نمايند- ابرها، به‌ سبب اين آمد ‌و‌ شد درخشان گردد صاعقه ها- يعنى آتشها- كه‌ روشنى از‌ ‌آن لامع گردد.
«و مشيعى الثلج ‌و‌ البرد، ‌و‌ الهابطين مع قطر المطر اذا نزل». كلمه «اذا» ظرفيه. ‌و‌ البرد- بالتحريك- تگرگ. يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ به‌ همراهى برف ‌و‌ تگرگ فرود آيند، ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ با‌ قطره هاى باران فرود آيند چون باران بارد.
 «و القوام على خزائن الرياح». القوام- بالتشديد-: جمع القائم. ‌و‌ استقراء كلام العرب يدل على استعمالهم
الرياح بصيغه الجمع فى الرحمه- كما فى قوله تعالى: (يرسل الرياح مبشرات)- ‌و‌ الريح بصيغه المفرد فى العذاب. قال الله تعالى- حكايه عن قوم عاد: (و فى عاد اذ ارسلنا عليهم الريح العقيم). يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ قائم ‌و‌ موكلند بر‌ خزانه هاى بادهاى خوب.
 «و الموكلين بالجبال فلا تزول». ‌و‌ فرشتگانى كه‌ موكلند ‌و‌ گماشته شده اند بر‌ كوهها تا‌ از‌ جاى خود زايل نشوند.
«و الذين عرفتهم مثاقيل المياه ‌و‌ كيل ما‌ تحويه لواعج الامطار ‌و‌ عوالجها». المثاقيل: جمع المثقال. ‌و‌ مثقال الشى ء: ميزانه من‌ مثله. ‌و‌ المراد هنا مطلق المقدار. ‌و‌ حواه يحويه، اى: احاطه يحيطه. ‌و‌ اضافه اللواعج ‌و‌ كذا العوالج الى الامطار من‌ قبيل اضافه الصفه الى الموصوف. اى: الامطار اللاعجه ‌و‌ العالجه، اى: الشديده. يقال: لعجه الضرب، اى: آلمه ‌و‌ اخرق جلده. ‌و‌ علجت الامواج ‌و‌ اعتلجت، اى: التطمت. ‌و‌ فى حديث الدعاء: «و ما‌ تحويه لواعج الرمال». هو جمع لاعج، ‌و‌ هو ما‌ تراكم من‌ الرمل ‌و‌ دخل بعضه فى بعض. قاله ابن الاثير فى نهايته. يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ شناسا گردانيده اى ايشان را‌ به‌ مقدار آبها ‌و‌ قدر آنچه احاطه كرده ‌آن را‌ بارانهاى سخت بر‌ هم نشسته.
«و رسلك من‌ الملائكه الى اهل الارض بمكروه ما‌ ينزل من‌ البلاء ‌و‌ محبوب الرخاء». الرخاء: ضد الشده من‌ سعه العيش. يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ رسولان تو‌ از‌ فرشتگان كه‌ فرود آورندگانند به‌ اهل زمين  آنچه نازل مى شود به‌ ناخوش شمرده شده از‌ بلاها ‌و‌ زحمت ‌و‌ به‌ دوست داشته شده از‌ فراخى معيشت ‌و‌ رحمت.
«و السفره الكرام البرره». السفره- بالتحريك-: الكتبه. قال الله تعالى: (بايدى سفره). واحدهم سافر، مثل كفره ‌و‌ كافر. ‌و‌ هم الملائكه الذين ينتسخون الكتب من‌ اللوح المحفوظ. ‌و‌ الكرام: جمع الكريم. ‌و‌ البرره: جمع بار. ‌و‌ بر‌ فرشتگانى كه‌ از‌ لوح محفوظ نسخه وامى گيرند، بزرگانند نزد خداى- يا: كريمان ‌و‌ مهربانانند كه‌ استغفار مى كنند به‌ جهت خلقان- نيكوكارانند.
 «و الحفظه الكرام الكاتبين». يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ حفظه- يعنى ملائكه اى كه‌ نگاهبانانند بر‌ بندگان به‌ گفتار ‌و‌ كردار ايشان- ‌و‌ بزرگانند نزد خداى ‌و‌ نويسندگان روزنامجات اقوال ‌و‌ افعال عبادند. ‌و‌ در‌ بعضى تفاسير مذكور است كه‌ حفظه ‌و‌ كرام الكاتبين ايشان ده‌ ملكند به‌ روز ‌و‌ ده‌ به‌ شب. ‌و‌ اصح ‌و‌ اشهر ‌آن است كه‌ دو‌ ملكند به‌ روز ‌و‌ دو‌ به‌ شب كه‌ بر‌ چپ ‌و‌ راست بندگان نشسته اند ‌و‌ اقوال ‌و‌ افعال ايشان را‌ نگاه مى دارند ‌و‌ ثبت مى نمايند. ‌و‌ مويد قول اخير است آنچه از‌ ابن عباس منقول است كه: با‌ هر‌ انسانى دو‌ ملك موكلند، دو‌ در‌ روز ‌و‌ دو‌ در‌ شب، يكى بر‌ يسار ‌و‌ ديگر بر‌ يمين. هر‌ گاه تكلم نمايد به‌ حسنه، آنكه بر‌ يمين است ثبت نمايد ‌آن را. ‌و‌ اگر متكلم شود به‌ سيئه آنكه بر‌ يمين است بر‌ فرشته ‌ى‌ دست چپ بگويد كه: ثبت مكن كه‌ شايد نادم شود ‌و‌ توبه كند. پس‌ اگر چنانچه توبه نكند، بنويس ‌آن را.
«و ملك الموت ‌و‌ اعوانه». يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ فرشته اى كه‌ موكل است بر‌ قبض ارواح ‌و‌ نام او‌ عزراييل است، ارواح را‌ بخواند جواب دهند، پس‌ اعوان خود را‌ به‌ قبض ‌آن فرمايد، ‌و‌ بر‌ اعوان ‌و‌ مددكاران او‌ كه‌ ملائكه ‌ى‌ رحمت ‌و‌ عذابند.
 «و منكر ‌و‌ نكير». اسم مفعول من‌ انكر بمعنى نكر بالكسر. ‌و‌ النكير فعيل بمعنى مفعول. كلاهما ضد المعروف. سميا به‌ لان الميت لم يعرفهما ‌و‌ لم ير صوره مثل صورتهما. ‌و‌ انما صورا بتلك الصوره القبيحه ‌و‌ نكرا ليخاف الكافر ‌و‌ يتحير فى الجواب. ‌و‌ اما المومنون فيريهم الله تعالى كذلك امتحانا ‌و‌ يثبتهم بالقول الثابت امتنانا ‌و‌ لا‌ يخافون. لان من‌ خاف الله تعالى فى الدنيا ‌و‌ آمن به‌ ‌و‌ برسله ‌و‌ كتبه، لم يخف فى القبر. يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ دو‌ فرشته اى كه‌ ‌آن را‌ منكر ‌و‌ نكير گويند كه‌ موكلند بر‌ آنكه هر‌ گاه كسى را‌ در‌ قبر گذارند، بيايند ‌و‌ سوال كنند از‌ خدا ‌و‌ پيغمبر ‌و‌ حجج وى .
 «و رومان فتان القبور». اى: فتان اهل القبور. ‌و‌ «فتان» به‌ صيغه ‌ى‌ فعال از‌ صيغ مبالغه است. ‌و‌ به‌ جر- بنابر نسخه ‌ى‌ اصل- صفت رومان است. ‌و‌ به‌ نصب- چنانچه از‌ ابن ادريس مروى است- بنابر مدح است يا‌ به‌ اضمار اعنى. ‌و‌ هو من‌ الفتنه بمعنى الاختبار ‌و‌ الامتحان. قال ابن الاثير فى نهايته. ‌و‌ فى حديث الكسوف: «انكم تفتنون فى القبور». يريد مساءله
منكر ‌و‌ نكير. من‌ الفتنه: الامتحان ‌و‌ الاختبار. يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ رومان كه‌ اسم فرشته اى است از‌ فرشته هاى قبر ‌و‌ با‌ ابن آدم مى باشد در‌ قبر ‌و‌ آزمايش او‌ مى كند. اگر از‌ اهل ايمان است، وسيع ‌و‌ فراخ مى سازد قبر او‌ را. ‌و‌ اگر از‌ اهل ايمان نيست، مسلط مى سازد بر‌ او‌ حيات ‌و‌ عقارب. چنانچه در‌ كتاب كافى از‌ حضرت جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه: «ان الله يسلط عليه تسعه ‌و‌ تسعين تنينا لو‌ ان‌ تنينا واحدا منها نفخ على الارض، ما‌ انبتت شجرا ابدا». يعنى: به‌ درستى كه‌ خداى تعالى مسلط مى سازد بر‌ كافر نود ‌و‌ نه مار بزرگ كه‌ اگر يكى از‌ ‌آن ماران نفس بر‌ زمين دمد، ديگر هرگز زمين گياه نروياند.
 «و الطائفين بالبيت المعمور». ‌و‌ صلاه بر‌ فرشتگانى كه‌ طوف كنندگان بيت معمورند. ‌و‌ ‌آن خانه اى است در‌ آسمان هفتم- ‌و‌ بعضى گفته اند در‌ آسمان چهارم- برابر كعبه ‌ى‌ معظمه كه‌ حرمت او‌ در‌ آسمان همچنان است كه‌ حرمت كعبه در‌ زمين. هر‌ روز هفتاد هزار فرشته به‌ گرد او‌ طواف كنند، چنانچه در‌ تفاسير مذكور است.
 «و مالك، ‌و‌ الخزنه». ‌و‌ بر‌ مالك- كه‌ نام فرشته اى است كه‌ موكل است بر‌ دوزخ ‌و‌ نگاهبان دوزخ است- ‌و‌ بر‌ فرشتگان ديگر كه‌ خازنان دوزخند.
 «و رضوان ‌و‌ سدنه الجنان». السدنه: جمع سادن، كخدمه جمع خادم. قال ابن الاثير فى نهايته: فيه ذكر سدانه الكعبه. هى خدمتها (و تولى امرها) من‌ فتح بابها ‌و‌ اغلاقها. (يقال:  سدن يسدن) فهو سادن (و الجمع سدنه). يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ رضوان- كه‌ فرشته اى است موكل بر‌ بهشت ‌و‌ راتق (و) فاتق بهشت است- ‌و‌ بر‌ ديگر فرشتگان كه‌ دربانان ‌و‌ خادمان بهشتند.
«و الذين لا‌ يعصون الله ما‌ امرهم، ‌و‌ يفعلون ما‌ يومرون». ‌و‌ بر‌ فرشتگانى كه‌ نافرمانى نكنند خداى را‌ در‌ آنچه فرموده ايشان را‌ در‌ ازمنه ‌ى‌ ماضيه، ‌و‌ مى كنند آنچه فرموده مى شوند به‌ ‌آن در‌ زمان آينده.
«و الذين يقولون: (سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار)». ‌و‌ بر‌ فرشتگانى كه‌ در‌ جنات عدن باشند ‌و‌ گويند مر مومنان را‌ كه: بشارت باد بر‌ شما به‌ دوام سلامت- يعنى هميشه سالم خواهيد بود- به‌ آنچه صبر كرديد ‌و‌ شكيبايى ورزيديد بر‌ فقر در‌ دنيا. پس‌ نيكوست سرانجام ‌آن سراى كه‌ ايشان يافتند.
«و الزبانيه الذين اذا قيل لهم: (خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه) ابتدروه سراعا، ‌و‌ لم ينظروه». الزبانيه: ماخوذ من‌ الزبن ‌و‌ هو الدفع. ‌و‌ هم تسعه عشر ملكا يدفعون اهل النار اليها. ‌و‌ فى التنزيل الكريم: (عليها تسعه عشر). صلوه: اى: القوه فى النار. من: صليته- بالتشديد- اى: القيته فى النار. ‌و‌ صليت العصا بالنار ايضا، اذا لينتها ‌و‌ قومتها. فى النهايه الاثيريه. ‌و‌ بدرت الى الشى ء ابدر بدورا: اسرعت. ‌و‌ كذلك بادرت اليه. ‌و‌ تبادر القوم: تسارعوا. ‌و‌ ابتدروا السلاح: تسارعوا الى اخذه. ‌و‌ «ينظروه»- على صيغه المضارع المعلوم من‌ باب الافعال- من‌ الانظار
بمعنى الامهال ‌و‌ التاخير. يعنى: ‌و‌ صلاه بر‌ زبانيه- كه‌ نوزده فرشته اند موكل بر‌ دوزخ به‌ جهت عذاب اهل دوزخ- ‌آن فرشتگانى كه‌ چون گفته شود ايشان را‌ كه‌ بگيريد كسى را، پس‌ در‌ غل كشيد وى را- يعنى دست او‌ بر‌ گردن او‌ بنديد- پس‌ در‌ آتش بزرگ اندازيد او‌ را، شتابندگان باشند در‌ اين امر ‌و‌ مهلت ندهند او‌ را.
«و من‌ اوهمنا ذكره، ‌و‌ لم نعلم مكانه منك، ‌و‌ باى امر ‌و‌ كلته». يقال: اوهمنا، اى: تركنا. ‌و‌ اوهمت الشى ء: تركته. ‌و‌ اوهم من‌ الحساب مائه، اى: اسقطها منه. ‌و‌ بر‌ فرشتگانى كه‌ ترك كرديم ذكر ايشان را‌ ‌و‌ ندانسته بوديم جاى ايشان را‌ نزد تو‌ ‌و‌ به‌ اينكه به‌ كدام كار گماشته اى ايشان را.
«و سكان الهواء ‌و‌ الارض ‌و‌ الماء». ‌و‌ بر‌ فرشتگانى كه‌ ساكنانند در‌ هوا ‌و‌ زمين ‌و‌ آب- كه‌ موكلند بر‌ ايشان ‌و‌ متصرفند در‌ احوال ايشان.
 «و من‌ منهم على الخلق». اى: ‌و‌ من‌ وكلت من‌ الملائكه على الخلق للحفظ. لايبعد ان‌ يكون مراده عليه السلام من‌ «منهم على الخلق» الملائكه الذين هم من‌ المجردات المحضه ‌و‌ المفارقات الصرفه. ‌و‌ المعنى انهم فى عالم الامر، مشرفون على عالم الخلق. يعنى: ‌و‌ ‌آن فرشتگانى كه‌ از‌ مجردات محضه اند ‌و‌ مفارقات صرفه اند ‌و‌ مشرف ‌و‌ مستعلى ‌و‌ موكلند بر‌ عالم خلق، يعنى بر‌ عالم جسمانيات از‌ معادن ‌و‌ نباتات ‌و‌ حيوانات. ‌و‌ ببايد دانست كه‌ جميع عقلا اتفاق دارند بر‌ اينكه ملائكه اشخاص جسمانى  هستند كه‌ آمد ‌و‌ شد نمايند در‌ رنگ آدميان. ‌و‌ آنچه محصل اقوال است در‌ حقيقت ملائكه، دو‌ قول است. يكى قول متكلمين كه‌ ايشان ملائكه را‌ اجسام لطيفه ‌ى‌ نورانيه مى دانند كه‌ قادرند بر‌ تصرفات سريعه ‌و‌ افعال شاقه ‌و‌ فاعل خيراتند على الاتصال، ‌و‌ تفاوت درجات ايشان به‌ اعتبار مراتب ايشان است در‌ عبادت. ‌و‌ دوم قول حكما كه‌ ايشان را‌ اجسام نمى دانند ليكن انواع متباينه مى دانند: بعضى از‌ ايشان آنند كه‌ مجردند از‌ جسميت ‌و‌ از‌ تدبير اجسام. ‌و‌ بعضى مجردند از‌ جسميت، ليكن مدبر اجسامند. ‌و‌ بعضى آنند كه‌ مجرد نيستند بلكه جسمانى اند ‌و‌ حالند در‌ اجسام ‌و‌ قائمند به‌ آن. ‌و‌ در‌ تنزيل آسمانى ‌و‌ كتاب الهى اشاره به‌ اين مراتب شده. ‌و‌ شيخ ابوعلى در‌ رساله ‌ى‌ «حدود» مى گويد كه: الملك جوهر بسيط ذو حياه ‌و‌ نطق ‌و‌ عقل غير مائيت هو واسطه بين البارى عز ‌و‌ جل ‌و‌ بين الاجسام الارضيه. فمنه عقلى. ‌و‌ منه نفسى. ‌و‌ منه جسمانى. ‌و‌ كلام سيدالساجدين نيز اشعار به‌ اين اقسام دارد، چنانچه ظاهر شد در‌ طى اين دعاى شريف.
«فصل عليهم يوم تاتى كل‌ نفس معها سائق ‌و‌ شهيد». «سائق» يسوقها الى المحشر. ‌و‌ «شهيد»، اى: شاهد يشهد عليها بعملها. (يعنى:) پس‌ رحمت فرست- خدايا- برايشان تا‌ روزى كه‌ هر‌ نفسى كه‌ آيد به‌ عرصه ‌ى‌ محشر، سائقى ‌و‌ راننده اى داشته باشد ‌و‌ با‌ او‌ گواهى- كه‌ به‌ نيك ‌و‌ بد او‌ گواهى دهد- باشد. ‌و‌ از‌ ابن عباس مروى است كه‌ سائق فرشته اى باشد، ‌و‌ گواه عمل وى. ‌و‌ بعضى ديگر گويند كه: سائق از‌ فرشتگان باشد ‌و‌ گواه اعضاى وى، ‌و‌ بر‌ وى  گواهى دهند. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ صحيفه ‌ى‌ مكرمه به‌ جاى «سائق»، «قائم» است. يعنى: قائمى ‌و‌ شهيدى با‌ او‌ باشد.
«و صل عليهم صلاه تزيدهم كرامه على كرامتهم ‌و‌ طهاره على طهارتهم». ‌و‌ رحمت فرست بر‌ ايشان، رحمتى كه‌ بيفزايد ‌و‌ زياده كند ايشان را‌ كرامتى بالاى كرامتى ‌و‌ پاك شدنى بالاى پاك شدنى. يعنى كرامت ‌و‌ طهارت بيشمار.
«اللهم ‌و‌ اذا اصليت على ملائكتك ‌و‌ رسلك ‌و‌ بلغتهم صلاتنا عليهم، فصل عليهم بما فتحت لنا من‌ حسن القول فيهم. انك جواد كريم». الجواد هو المنعم الكثير الانعام ‌و‌ الاحسان. ‌و‌ الفرق بينه ‌و‌ بين الكريم ان‌ الكريم هو الذى يعطى مع السوال ‌و‌ الجواد هو الذى يعطى من‌ غير سوال. ‌و‌ قيل بالعكس. ‌و‌ الجود: السخاء. ‌و‌ رجل جواد، اى: سخى. ‌و‌ لا‌ يقال: الله عز ‌و‌ جل سخى. لان اصل السخاوه راجع الى اللين. يقال: ارض سخاويه ‌و‌ قرطاس سخاوى، اذا كان لينا. ‌و‌ سمى السخى سخيا للينه عند الحوائج. يعنى: بار خدايا، چون رحمت كنى بر‌ فرشتگان ‌و‌ پيغمبران خود ‌و‌ برسانى به‌ ايشان صلواتى كه‌ ما‌ برايشان فرستاديم، پس‌ رحمت كن برايشان- يا: بر‌ ما، بنابر اختلاف نسخ- به‌ آنچه گشاده اى بر‌ ما‌ از‌ نيكويى گفتار در‌ حق ايشان. به‌ درستى كه‌ تويى بخشنده بى آنكه عوضى خواهى ‌و‌ غرضى داشته باشى، كريمى كه‌ مى بخشى. بى منت سوال.

  متن عربی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

 

تزیین دسر

درهر مناسبتی میتوانید از تزئینات دسر استفاده کنید. هم سفره شما زیباتر میشود هم سلیقه و هنر میزبان که شما باشید را به مهمانها عرضه میکند. دسرها متفاوت هستند شما میتوانید از دادن کمپوت وبستنی و شیرینی و خامه و....... از مهمانها پذیرائی کنید.

 

بی مناسب نیست که شما بتوانید در ماه رمضان هم که میخواهید سفره شما اشتها برانگیز و زیبا باشد از ایده هائی که برای تزئینات دسر داده شده استفاده کنید. من سعی میکنم تصاویر و ایده های بیشتری برای شما داشته باشم.

 


 

تزیین دسر

 

 

 

 

تزیین دسر

 

 

 

 

تزیین دسر

 

 

 

 

تزیین دسر

 

 

 

 

تزیین دسر

 

 

 

 

تزیین دسر

 



ادامه مطلب

ترجمه فارسی نهج البلاغه به زياد بن ابيه
هشدار از خيانت به بيت‏المال
همانا من، براستي بخدا سوگند مي‏خورم، اگر به من گزارش کنند که در بيت‏المال خيانت کردي، کم يا زياد، چنان بر تو سخت گيرم که کم‏بهره‏شده، و در هزينه عيال، درماني، و خوار و سرگردان شوي. با درود. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى ‏زِيادِ ‏بنِ‏ ‏أَبِيهِ‏، وَ هُوَ خَلِيفَةُ عامِلِهِ ‏عَبْدِاللَّهِ‏ ‏بْنِ‏ ‏عَبَّاسٍ‏ عَلَى الْبَصْرَةِ، وَ عَبْدُ اللَّهِ عامِلُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ -عَلَيْهِ السَّلامُ- يَوْمَئِذٍ عَلَيْها وَ عَلى ‏کُوَرِ الْأَهْوازِ وَ فارِسَ وَ کِرْمانَ: وَ إِنِّى أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صادِقاً لَئِنْ بَلَغَنِى أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ ‏فَىْ‏ءِ ‏الْمُسْلِمِينَ‏ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ کَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْکَ شَدَّةً تَدَعُکَ قَلِيلَ ‏الْوَفْرِ، ‏ثَقِيلَ‏ ‏الظَّهْرِ، ‏ضَئِيلَ‏ الْأَمْرِ، وَ السَّلامُ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

ترجمه فارسی نهج البلاغه در توحيد الهي
سپاس خدايي راست که آفريننده بندگان است. و گستراننده زمين. و روان‏کننده آب در زمينهاي پست، و روياننده گياه در بلنديها و دشتهاي فرازين. اول او را آغازي نيست، و بقاي او سپري ناشدني است. او اول است هميشه و جاودان، و پايدار است بي مدت و زمان. پيشانيها براي او به خاک سوده است، و لبها يگانگي او را ورد خود نموده. هنگام آفرينش هر چيز، حدي براي آن معين داشت تا خود بيحد نمايد، و همانندي برايش نتوان انگاشت. گمانها او را سنجيدن نتواند، به حدها و حرکتها و اندامها و آلتها- و گمان جز بدين وسيلتها چيزي را نداند-. نگويند او کي بود، و نه تا کي خواهد دوام نمود. پيداست و نگويند از چه عيان است. نهان است و نگويند در چه نهان است؟ کالبد نيست تا او را نهايتي بود. در پرده نيست تا فرا گرفته شود. به همه چيز نزديک است نه بدانها چسبيده، و از آنها دور است نه جدا و بريده، بر او پوشيده نيست خيره نگريستن بندگان، و نه بازگشتن لفظي بر زبان ايشان، و نه نزديک شدنشان به پشته‏اي و افتادن نگاهشان بر آن، و نه فراخ نهادن گامي در شبي سيه‏فام، و نه در شامگاهي بي حرکت و آرام که ماه رخشان در آن برآيد- و تاريکي‏اش را بزدايد-، و سر زدن آفتاب رخشان از پس آن، با نهان گرديدن و برآمدن در آسمان، و دگرگوني زمانها و روزگاران. از شب روي آرنده، و روز رويگردان. پيش از هر نهايت و مدت است- که در نظر آرند- و مقدم است بر هر چه در ضبط گيرند و شمارند. برتر از حدي است که پديدکنندگان حد براي او انگارند، و اندازه‏ها و قطرها که براي او پندارند، و جايگاهها که در آن استوارش شمارند، چه حد و اندازه، آفريده او را شايسته است و به غير او منسوب و جز او را بايسته است. آنچه آفريد از مادتي نبود که ازلي است، و نه از نمونه‏هايي که ابدي است، بلکه آفريد آنچه را آفريد، و حد آن را بر پا داشت، و صورت داد آنچه را داد، و در نيکوترين صورتش نگاشت. هيچ چيز از فرمان او سر برنتابد، و او از طاعت چيزي سودي نيابد. علم او به مردگاني که رفته‏اند همچون علم او به زندگاني است که مانده‏اند، و علم او به آسمانهاي برين چون علم اوست به زمين فرودين.
از اين خطبه است: اي آفريده راست اندام، و پديده نگاهداري شده در تاريکيهاي ارحام، و در پرده‏هايي نهاده و هر پرده بر ديگري فتاده. آغاز شدي از آنچه برون کشيده شد از گل و لاي، و نهاده شدي در آرامگاهي بر جاي، تا مدتي که دانسته است و زماني که قسمت شده است. در دل مادرت مي‏جنبيدي، نه خواندن را پاسخي توانستي گفت، و نه آوازي را توانستي شنفت. سپس از قرارگاهت بيرون کردند- و به خانه‏اي درآوردند- که آن را نديده بودي، و راههايي که سود آن را نشناخته. پس چه کسي تو را راه کشيدن خوراک از پستان مادر نماياند؟ و به هنگام نياز جايگاههاي طلب کردن و خواستن را به تو شناساند؟ هيهات! آن که در وصف کردن خداوند شکل و اندام درماند، صفت کردن آفريننده او را چگونه تواند؟ و اگر او را بدانچه آفريدگان را بدان محدود کنند بشناساند، از او دورتر ماند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُ لِلَّهِ خالِقِ الْعِبادِ، وَ ‏ساطِحِ‏ ‏الْمِهادِ، وَ مُسِيلِ ‏الْوِهادِ، وَ مُخْصِبِ ‏النِّجادِ، لَيْسَ لِأَوَّلِيَّتِهِ ابْتِداءٌ، وَ لا لِأَزَلِيَّتِهِ، انقِضاءٌ، هُوَ الْأَوَّلُ لَمْ يَزَلْ، وَ الْباقِى بِلا أَجَلٍ، خَرَّتْ لَهُ الْجِباهُ، وَ وَحَّدَتْهُ الشِّفاهُ، حَدَّ الْأَشْياءَ عِنْدَ خَلْقِهِ لَها ‏إِبانَةً ‏لَهُ‏ مِنْ شَبَهِها، لا تُقَدِّرُهُ الْأَوْهامُ بِالْحُدُودِ وَ الْحَرَکاتِ، وَ لا بِالْجَوارِحِ وَ الْأَدَواتِ. لا يُقالُ لَهُ: مَتى؟ وَ لا يُضْرَبُ لَهُ أَمَدٌ بِحَتّى، الظّاهِرُ لا يُقالُ: مِمَّا، وَ الْباطِنُ لا يُقالُ: فِيما، لا شَبَحٌ فَيُتَقَصّى، وَ لا مَحْجُوبٌ فَيُحْوى، لَمْ يَقْرُبْ مِنَ الْأَشْياءِ بِالْتِصاقٍ، وَ لَمْ يَبْعُدْ عَنْها بِافْتِراقٍ، وَ لا يَخْفى عَلَيْهِ مِنْ عِبادِهِ ‏شُخُوصُ‏ ‏لَحْظَةٍ وَ لا کُرُورُ لَفْظَةٍ، وَ لَا ‏ازْدِلافُ‏ ‏‏رَبْوَةٍ‏، وَ لَا انْبِساطُ خُطْوَةٍ فِى لَيْلٍ ‏داجٍ‏، وَ لا ‏غَسَقٍ‏ ‏ساجٍ‏. ‏يَتَفَيَّأُ عَلَيْهِ الْقَمَرُ الْمُنِيرُ، وَ تَعْقُبُهُ الشَّمْسُ ذاتُ النُّورِ فِى ‏‏الْأُفُولِ‏‏ ‏‏وَ‏ ‏‏الْکُرُورِ‏، وَ تَقَلُّبِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ، مِنْ إِقْبالِ لَيْلٍ مُقْبِلٍ، وَ إِدْبارِ نَهارٍ مُدْبِرٍ، قَبْلَ کُلِّ غايَةٍ وَ مُدَّةٍ، وَ کُلِّ إِحْصاءٍ وَ عِدَّةٍ، تَعالى عَمّا ‏يَنْحَلُهُ‏ الْمُحَدِّدُونَ مِنْ ‏صِفاتِ‏ ‏الْأَقْدارِ، وَ ‏نِهاياتِ‏ ‏الْأَقْطارِ، وَ ‏تَأَثُّلِ‏ الْمَساکِنِ، وَ تَمَکُّنِ الْأَماکِنِ. فَالْحَدُّ لِخَلْقِهِ مَضْرُوبٌ، وَ إِلى غَيْرِهِ مَنسُوبٌ. لَمْ يَخْلُقِ الْأَشْياءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِيَّةٍ، وَ ‏لا ‏مِنْ‏ ‏أَوائِلَ‏ أَبَدِيَّةٍ، بَلْ خَلَقَ ما خَلَقَ ‏فَأَقامَ‏ ‏حَدَّهُ‏، وَ صَوَّرَ ما صَوَّرَ فَأَحْسَنَ صُورَتَهُ، لَيْسَ لِشَىْ‏ءٍ مِنْهُ امْتِناعٌ، وَ لا لَهُ بِطاعَةِ شَىْ‏ءٍ انْتِفاعٌ، عِلْمُهُ بِالْأَمْواتِ الْماضِينَ کَعِلْمِهِ بِالْأَحْياءِ الْباقِينَ، وَ عِلْمُهُ بِما فِى السَّمواتِ الْعُلى کَعِلْمِهِ بِما فِى ‏الْأَرَضِينَ‏ السُّفْلى.
مِنْها: أَيُّهَا الْمَخْلُوقُ ‏السَّوِىّ‏، وَ ‏الْمُنْشَأُ ‏الْمَرْعِىّ‏ فِى ظُلُماتِ الاَرْحامِ وَ مُضاعَفاتِ الاَسْتارِ، بُدِئْتَ ‏مِنْ‏ ‏‏سُلالَةٍ‏ ‏مِنْ‏ ‏طِينٍ‏، وَ وُضِعْتَ ‏فِى‏ ‏‏قَرارٍ‏ ‏‏مَکِينٍ‏‏ ‏إِلى ‏قَدَرٍ ‏مَعْلُومٍ‏، وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ، ‏تَمُورُ فِى بَطْنِ أُمِّکَ جَنِيناً، ‏لا ‏تُحِيرُ دُعاءً، وَ لا تَسْمَعُ نِداءً، ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلى دارٍ لَمْ تَشْهَدْها، وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنافِعِها. فَمَنْ هَداکَ لِاجْتِرارِ الغِذاءِ مِنْ ثَدْى أُمِّکَ؟ وَ عَرَّفَکَ عِنْدَ الْحاجَةِ مَواضِعَ طَلَبِکَ وَ إِرادَتِکَ هَيْهاتَ! إِنَّ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفاتِ ذِى الْهَيْئَةِ وَ الاَدَواتِ فَهُوَ عَنْ صِفاتِ خالِقِهِ أَعْجَزُ، وَ مِنْ تَناوُلِهِ بِحُدُودِ الْمَخْلُوقِينَ أَبْعَدُ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

ترجمه فارسی نهج البلاغه به ياران خود
از سخنان آن حضرت عليه‏السلام است براي اصحاب خود (اهل کوفه که به آنان خبر مي‏دهد بليه‏اي را که بعد از آن بزرگوار به آن مبتلي مي‏شوند و دستور مي‏فرمايد که در آن هنگام چگونه رفتار نمايند): آگاه باشيد که بزودي بعد از من مردي گشاده گلو و شکم برآمده (معاويه ابن سفيان) بر شما غالب مي‏شود، مي‏خورد آنچه بيابد و مي‏خواهد آنچه نيابد (هر چه مي‏خورد سير نمي‏گشت تا اينکه مي‏گفت سفره را برچينيد خسته شدم و سير نگرديدم. گفته‏اند پرخوري او بر اثر نفرين حضرت رسول بود آنگاه که کس بطلب او فرستاده ديد به خوردن مشغول است، بازگشت و گفت طعام مي‏خورد، ديگر باره فرستاد باز بخوردن مشغول بود، پس آن حضرت فرمود: اللهم لاتشبع بطنه يعني بارخدايا شکم او را سير مگردان) پس (درصورت قدرت و توانائي) او را بکشيد و اگر چه هرگز او را نخواهيد کشت (توانايي کشتن او را نداريد) آگاه باشيد بزودي آنمرد شما را بناسزا گفتن و بيزاري جستن از من امر مي‏کند، پس اگر شما را به ناسزا گفتن مجبور نمود مرا دشنام دهيد، زيرا ناسزا گفتن براي من سبب علو مقام مي‏شود و براي شما باعث بر نجات و رهائي (از شر او) است، و اما در بيزاري جستن، پس از من بيزاري نجوئيد (در باطن دوستدارم باشيد) زيرا من به فطرت اسلام تولد يافته‏ام (هيچگاه در راه کفر و شرک قدم ننهاده از اول اسلام اختيار نموده‏ام نه مانند سائرين که کافر و بت پرست بوده مسلمان گرديده‏اند) و در ايمان و هجرت (بيرون رفتن از وطن براي نصرت و ياري رسول خدا) سبقت و پيشي گرفتم (اول مردي که به پيغمبر ايمان آورد و براي پيشرفت دين اسلام او را ياري کرد من بودم، پس بيزاري از من بيزاري از خدا است و بيزاري از خدا موجب عذاب ابدي است). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) لِأَصْحابِهِ: ‏أَما إِنَّهُ ‏سَيَظْهَرُ ‏عَلَيْکُمْ‏ بَعْدِى رَجُلٌ ‏رَحْبُ‏ ‏الْبُلْعُومِ‏، ‏مُنْدَحِقُ‏ ‏الْبَطْنِ‏، يَأَکُلُ ما يَجِدُ، وَ يَطْلُبُ ما لايَجِدُ، فَاقْتُلُوهُ، وَ لَن تَقْتُلُوهُ أَلا وَ إِنَّهُ سَيَأمُرُکُمْ بِسَبِّى وَ الْبَرآءَةِ مِنِّى، فَاَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِى، فَإِنَّهُ لِى زَکاةٌ وَ لَکُمْ نَجاةٌ؛ وَ أَمَّا الْبَراءَةُ فَلا تَتَبَرَّؤُا مِنِّى، فَإِنِّى وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ، وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِيمانِ وَ الْهِجْرَةِ.

ادامه مطلب
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
بوتاکس چگونه تزریق می شود؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.