تاريخ : | | نویسنده : shoraye5

ترجمه فارسی نهج البلاغه در توحيد الهي
سپاس خدايي راست که آفريننده بندگان است. و گستراننده زمين. و روان‏کننده آب در زمينهاي پست، و روياننده گياه در بلنديها و دشتهاي فرازين. اول او را آغازي نيست، و بقاي او سپري ناشدني است. او اول است هميشه و جاودان، و پايدار است بي مدت و زمان. پيشانيها براي او به خاک سوده است، و لبها يگانگي او را ورد خود نموده. هنگام آفرينش هر چيز، حدي براي آن معين داشت تا خود بيحد نمايد، و همانندي برايش نتوان انگاشت. گمانها او را سنجيدن نتواند، به حدها و حرکتها و اندامها و آلتها- و گمان جز بدين وسيلتها چيزي را نداند-. نگويند او کي بود، و نه تا کي خواهد دوام نمود. پيداست و نگويند از چه عيان است. نهان است و نگويند در چه نهان است؟ کالبد نيست تا او را نهايتي بود. در پرده نيست تا فرا گرفته شود. به همه چيز نزديک است نه بدانها چسبيده، و از آنها دور است نه جدا و بريده، بر او پوشيده نيست خيره نگريستن بندگان، و نه بازگشتن لفظي بر زبان ايشان، و نه نزديک شدنشان به پشته‏اي و افتادن نگاهشان بر آن، و نه فراخ نهادن گامي در شبي سيه‏فام، و نه در شامگاهي بي حرکت و آرام که ماه رخشان در آن برآيد- و تاريکي‏اش را بزدايد-، و سر زدن آفتاب رخشان از پس آن، با نهان گرديدن و برآمدن در آسمان، و دگرگوني زمانها و روزگاران. از شب روي آرنده، و روز رويگردان. پيش از هر نهايت و مدت است- که در نظر آرند- و مقدم است بر هر چه در ضبط گيرند و شمارند. برتر از حدي است که پديدکنندگان حد براي او انگارند، و اندازه‏ها و قطرها که براي او پندارند، و جايگاهها که در آن استوارش شمارند، چه حد و اندازه، آفريده او را شايسته است و به غير او منسوب و جز او را بايسته است. آنچه آفريد از مادتي نبود که ازلي است، و نه از نمونه‏هايي که ابدي است، بلکه آفريد آنچه را آفريد، و حد آن را بر پا داشت، و صورت داد آنچه را داد، و در نيکوترين صورتش نگاشت. هيچ چيز از فرمان او سر برنتابد، و او از طاعت چيزي سودي نيابد. علم او به مردگاني که رفته‏اند همچون علم او به زندگاني است که مانده‏اند، و علم او به آسمانهاي برين چون علم اوست به زمين فرودين.
از اين خطبه است: اي آفريده راست اندام، و پديده نگاهداري شده در تاريکيهاي ارحام، و در پرده‏هايي نهاده و هر پرده بر ديگري فتاده. آغاز شدي از آنچه برون کشيده شد از گل و لاي، و نهاده شدي در آرامگاهي بر جاي، تا مدتي که دانسته است و زماني که قسمت شده است. در دل مادرت مي‏جنبيدي، نه خواندن را پاسخي توانستي گفت، و نه آوازي را توانستي شنفت. سپس از قرارگاهت بيرون کردند- و به خانه‏اي درآوردند- که آن را نديده بودي، و راههايي که سود آن را نشناخته. پس چه کسي تو را راه کشيدن خوراک از پستان مادر نماياند؟ و به هنگام نياز جايگاههاي طلب کردن و خواستن را به تو شناساند؟ هيهات! آن که در وصف کردن خداوند شکل و اندام درماند، صفت کردن آفريننده او را چگونه تواند؟ و اگر او را بدانچه آفريدگان را بدان محدود کنند بشناساند، از او دورتر ماند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُ لِلَّهِ خالِقِ الْعِبادِ، وَ ‏ساطِحِ‏ ‏الْمِهادِ، وَ مُسِيلِ ‏الْوِهادِ، وَ مُخْصِبِ ‏النِّجادِ، لَيْسَ لِأَوَّلِيَّتِهِ ابْتِداءٌ، وَ لا لِأَزَلِيَّتِهِ، انقِضاءٌ، هُوَ الْأَوَّلُ لَمْ يَزَلْ، وَ الْباقِى بِلا أَجَلٍ، خَرَّتْ لَهُ الْجِباهُ، وَ وَحَّدَتْهُ الشِّفاهُ، حَدَّ الْأَشْياءَ عِنْدَ خَلْقِهِ لَها ‏إِبانَةً ‏لَهُ‏ مِنْ شَبَهِها، لا تُقَدِّرُهُ الْأَوْهامُ بِالْحُدُودِ وَ الْحَرَکاتِ، وَ لا بِالْجَوارِحِ وَ الْأَدَواتِ. لا يُقالُ لَهُ: مَتى؟ وَ لا يُضْرَبُ لَهُ أَمَدٌ بِحَتّى، الظّاهِرُ لا يُقالُ: مِمَّا، وَ الْباطِنُ لا يُقالُ: فِيما، لا شَبَحٌ فَيُتَقَصّى، وَ لا مَحْجُوبٌ فَيُحْوى، لَمْ يَقْرُبْ مِنَ الْأَشْياءِ بِالْتِصاقٍ، وَ لَمْ يَبْعُدْ عَنْها بِافْتِراقٍ، وَ لا يَخْفى عَلَيْهِ مِنْ عِبادِهِ ‏شُخُوصُ‏ ‏لَحْظَةٍ وَ لا کُرُورُ لَفْظَةٍ، وَ لَا ‏ازْدِلافُ‏ ‏‏رَبْوَةٍ‏، وَ لَا انْبِساطُ خُطْوَةٍ فِى لَيْلٍ ‏داجٍ‏، وَ لا ‏غَسَقٍ‏ ‏ساجٍ‏. ‏يَتَفَيَّأُ عَلَيْهِ الْقَمَرُ الْمُنِيرُ، وَ تَعْقُبُهُ الشَّمْسُ ذاتُ النُّورِ فِى ‏‏الْأُفُولِ‏‏ ‏‏وَ‏ ‏‏الْکُرُورِ‏، وَ تَقَلُّبِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ، مِنْ إِقْبالِ لَيْلٍ مُقْبِلٍ، وَ إِدْبارِ نَهارٍ مُدْبِرٍ، قَبْلَ کُلِّ غايَةٍ وَ مُدَّةٍ، وَ کُلِّ إِحْصاءٍ وَ عِدَّةٍ، تَعالى عَمّا ‏يَنْحَلُهُ‏ الْمُحَدِّدُونَ مِنْ ‏صِفاتِ‏ ‏الْأَقْدارِ، وَ ‏نِهاياتِ‏ ‏الْأَقْطارِ، وَ ‏تَأَثُّلِ‏ الْمَساکِنِ، وَ تَمَکُّنِ الْأَماکِنِ. فَالْحَدُّ لِخَلْقِهِ مَضْرُوبٌ، وَ إِلى غَيْرِهِ مَنسُوبٌ. لَمْ يَخْلُقِ الْأَشْياءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِيَّةٍ، وَ ‏لا ‏مِنْ‏ ‏أَوائِلَ‏ أَبَدِيَّةٍ، بَلْ خَلَقَ ما خَلَقَ ‏فَأَقامَ‏ ‏حَدَّهُ‏، وَ صَوَّرَ ما صَوَّرَ فَأَحْسَنَ صُورَتَهُ، لَيْسَ لِشَىْ‏ءٍ مِنْهُ امْتِناعٌ، وَ لا لَهُ بِطاعَةِ شَىْ‏ءٍ انْتِفاعٌ، عِلْمُهُ بِالْأَمْواتِ الْماضِينَ کَعِلْمِهِ بِالْأَحْياءِ الْباقِينَ، وَ عِلْمُهُ بِما فِى السَّمواتِ الْعُلى کَعِلْمِهِ بِما فِى ‏الْأَرَضِينَ‏ السُّفْلى.
مِنْها: أَيُّهَا الْمَخْلُوقُ ‏السَّوِىّ‏، وَ ‏الْمُنْشَأُ ‏الْمَرْعِىّ‏ فِى ظُلُماتِ الاَرْحامِ وَ مُضاعَفاتِ الاَسْتارِ، بُدِئْتَ ‏مِنْ‏ ‏‏سُلالَةٍ‏ ‏مِنْ‏ ‏طِينٍ‏، وَ وُضِعْتَ ‏فِى‏ ‏‏قَرارٍ‏ ‏‏مَکِينٍ‏‏ ‏إِلى ‏قَدَرٍ ‏مَعْلُومٍ‏، وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ، ‏تَمُورُ فِى بَطْنِ أُمِّکَ جَنِيناً، ‏لا ‏تُحِيرُ دُعاءً، وَ لا تَسْمَعُ نِداءً، ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلى دارٍ لَمْ تَشْهَدْها، وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنافِعِها. فَمَنْ هَداکَ لِاجْتِرارِ الغِذاءِ مِنْ ثَدْى أُمِّکَ؟ وَ عَرَّفَکَ عِنْدَ الْحاجَةِ مَواضِعَ طَلَبِکَ وَ إِرادَتِکَ هَيْهاتَ! إِنَّ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفاتِ ذِى الْهَيْئَةِ وَ الاَدَواتِ فَهُوَ عَنْ صِفاتِ خالِقِهِ أَعْجَزُ، وَ مِنْ تَناوُلِهِ بِحُدُودِ الْمَخْلُوقِينَ أَبْعَدُ.

رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
بوتاکس چگونه تزریق می شود؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.